جستجو

تبلیغات



جوابیه ای برای باقالی عزیر در پی نظر به مطلب سوء قصد انقلابی...

    واحسرتا،واویلاها،وامصیبتا،هیهات من الذله ابی وا نگله!!!

    باقالی جان عصبانی شدی و از کوره چون شصت تیر در رفتی! انگار آب یخ را فراموش نموده ای جانم!

    آن قدر بالا و پایین پریدن و تن سیاوش را در گور لرزاندن لازم نبود! از ضحاک و فریدون مایه گذاشتن نیاز نبود ! (بابا ضحاک یه روز داشت سیب نیوتون رو که کش رفته بود میخورد دوتا کرم دید و از اون کرم ها خوشش اومد! اونارو گذاشت رو شونش و شروع کرد داد و بیداد آآآی ایها الناس نیک بنگرید که مار در استین پروش میدهم )

    بگذریم ... بگو  بببینیم بااین همه اوضاع شلم شوربا بگو ببینم کی اسب سواری یاد گرفتی؟اسب از کجا گیر اوردی؟!!!!  نکنه  تو جر سر کوره مرکز پرورش اسب راه انداختیی و ما بی خبریم؟؟؟

    الحمدلله که از اسب افتادی و از اصل نیافتادی و امید که هیچوقت از اصل نیافتی  و مبادا در مخیله ات به اندازه سر سوزنی راه دهی که میرو  در کار توهین و اهانت به اصل و نسب کسی باشد .

    استغفرا ... و نعوذ  با...

                                                                                                                                    

      بدو نیک هردو ز یزدان بود         لب مرد باید که خندان بود

     

    باقی بقایت .............................میرو فدایت


    این مطلب تا کنون 20 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 25 تير 1393
    منبع
    برچسب ها : ,
    جوابیه ای برای باقالی عزیر در پی نظر به مطلب سوء قصد انقلابی...

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 7 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر